چند وقت بود که این قصه رو ادامه نداده بودم حالا ادامه می دم راستی به خاطر ۲ماه که اپ نکردم هم
معذرت میخوام حالا با اپ جدید در خدمت شما هستم حالا بریم سراغ قصه............نون و پنیرو پستههه
بعد از این که شیر به انها حمله کرد کاترین از قدرتش برای کشتن شیر استفاده کرد وشیر مرد.مارینا از
ترس دوید و گم شد فرشته و کاترین تمام روزو به جستوجوی مارینا بودند . کاترین دیگه نا امید شد ودیگه
به دنبال مارینا نگشت فکر کرد که حیوانات وحشی مارینارو تو دام گرفته انها دنبال یه جای خواب در جنگل
بودند.
شب بود که فرشته کاترین رو بلند کرد وگفت تو به دوست خود خیانت کردی اون در مقابل شاه ایستاد
تا تو کشته نشوی کاترین بلند شد وبه جست و جو پرداخت کاترین داشت فکر می کرد که بره تو خونشون
و دیگه از این قدرت ها نداشته باشد ولی گفت که بعضی ها حاضرند زندگی اشان را در برابر این قدرت
بدهند اما پیش خود گفت که باید بزرگ شد .مادر کاترین دلش برای کاترین تنگ شده بود اسم مادر
کاترین جولیا بود خلاصه مارینا پیدا نشد که نشد..............................
به نظر شما مارینا کجاست...........................
فهمیدم مارینا ....................
خداحافظی چه سخته
اما اخر وقته
بای بای
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:49 توسط ایدا
معلم های من خیلی مهربونن مخصوصا معلم علوممون حالا چند تا سئوال میخوام ازتون بپرسم حاضرید؟
لطفا جواب هاشو توی قسمت نظرسنجی همین بخش بنویسید
۱-نام معلم تون چیه؟
۲- کدوم درس رو بیشتر دوست دارید؟
۳- کدوم معلم رو بیشتر دوست دارید؟
۴- معدلتون توی سال گذشته چند شد؟
۵- ایا علاقه ی زیادی به درس خوندن دارید؟
۶- از مدرسه تون خوشتون میاد؟
۷-دوست داشتید کدوم کلاس بافتید؟
۸- کلاس چندومین؟
۹-اسم مدرسه تون چیه؟
۱۰- ایا مدیر و ناظم خوبی دارید؟
۱۱-میز چندم میشینید؟
۱۲- از بغل دستید خوشت میاد؟
۱۳-بچه مثبتی؟
۱۴- مبصر کلاستون چی شد؟
۱۵- اسم معلمتون چیه؟
۱۶-کدوم منطقه زندگی می کنید؟
۱۷-دبستانی یا راهنمایی؟
۱۸-روز اول مدرسه خوشحال بودی؟
۱۹-از مدرسه رفتن بدت میاد؟
۲۰-دوست داشتی تا ابد تابستون باشه؟
حالا این هارو جواب بدید تامن بگم کلاس چندومم خوب کلاس اول راهنمایی ام شماچی؟
حالا میخوام به اولی ها بگم که مدرسه خونه ی دوم ماستو معلم هم مادر دوم ماست.معمولا معلم های
کلاس اول مهربون تر از معلم های اول راهنمایی است البته بگم که ادم باید خودش خوب باشه و به حرف
معلم گوش بده حالا میخوام اسامی دوستانی که امروز تولدشونه رو اعلام کنم.
خدیجه سعیدی
فرناز گلپرور
احمد یوسوفی
نیلوفر وعلیرضا لاهوتی
شیما برناس
سمانه رشید پور
النا حبیبی
نگین رساخی
لیلا شکوری
تینا خداداد
الیناز فره نوش
مبینا نوری
محمد همتی
تولدشون مبارک.....
![]()
![]()
اینم ایمیلم=KODAKDOST@YAHOO.COM
GOOD BAY
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:52 توسط ایدا
فکر کنم که با اریل پری دریایی کوچولو اشنایت دارید.یعنی همه دارند اول از همه می خوام خلاصه
داستان اریل رو براتون تعریف کنم.
می دونید که اریل یه پری دریایی بود که یه ادم به نام اریک رو دوست داشت. پدر اریل شاه دریا ها و
اقیانوس ها بود. اریل به کمک پدرش تونست که ادم بشه وبا پرنس ازدواج کند.
۲- تصاویر
۵عکس از اریل





۳- قسمت ۲
بعد از این که اریل انسان شد.بچه ای به دنیا اورد به نام ملودی بعد از یه مدت مورگان خواهر دیوانه
اورسال سر و کله اش پیدا شد. اونها یعنی اریل و اریک ملودی رو از اب جدا کردند بعد از ۱۲ سال جادوی
مورگان کار دستشون داد و اتفاقات زیادی افتاد و ملودی ازاد شد.
بای بای تا پست بعد
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:18 توسط ایدا
بخونیم=
شاه وقتی که کاترین رو دید سر بازان رو مجبور کرد که دختر رو بکشند.اما دختر گفت ای قدرت جادویی
این شاه خائن رو به غورباغه تبدیل کن وقصر بر سر شاه خراب شد . کاترین با مارینا برای پیدا کردن غذا
به جنگل تاریکی رفتند قدرت کاترین هم داشت خیلی کم می شد ناگهان فرشته امد وبه انها غذا داد
و ان ها رو از جنگل بیرون اورد فرشته به کاترین ومارینا قدرت دوباره داد. ![]()
کاترین از فرشته عذر خواهی کرد. ناگهان شیری به انها حمله کرد و.............
بای بای
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:16 توسط ایدا
امروز می خوام ادرس وبلاگ های برتر رو بدم که برین بهش سر بزنین - پس اماده شید ۱-۲-۳
http://mystoriesandwords.blogfa.com/ نرگس جون
http://www.daeebehnam.blogfa.com/ دایی بهنام
http://455415.blogfa.com/ الما جون
http://lovely-apple.blogfa.com/
خوب اینم از ۴ تا وبلاگ برتر بازم ادرس وبلاگ برتر بهتون می دم تا ۲ روز دیگه بای بای
![]()
![]()
![]()
خداحافظ
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:42 توسط ایدا
کنم (قسمت پنجم)۱-۲-۳
بعد از این که مادر کاترین به کاترین رو نداد دختر گریه کرد وبا اشک او در دامن مادر غیب شد وبه کشور
خودش برگشت فرشته دختر رو سرزنش می کرد خلاصه دختر از اعصبانیت رفت توی جنگل ودر اونجا با
یه دختر زیبا که ۱۶ سالش بود او کلفتی شاه بدجنس رو می کرد اسمش مارینا بود کاترین با مارینا اشنا
شد و همه ی اتفاقات رو برای مارینا تعریف کرد مارینا هم گفت که شاه از وجود بچه ها در قصر اعصبانی
می شود و دستور می دهد که اون بچه را بکشند مارینا به کاترین گفت خواهش می کنم از اینجا برو اما
کاترین یاد قدرتش افتاد و وارد قصر شد مارینا با گریه و زاری از کاترین خواهش می کرد که از قصربیرون بره
شاه وقتی که کاترین رو دید گفت...............
خداحافظی چه سخته
اما اخر وقته
به امید دیدار
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:14 توسط ایدا
به تموم نوجوانان ایرانی که کلاس پنجم بودن ومیخوان برن راهنمایی وبا معدل۲۰ قبول شدند میگم
(افرین)یه نمونه خودم خوب بگذریم من الان می خوام بهتون یه چیزی بگم اماده ۱-۲-۳
ماه رمضان را به تمام مسلمانان جهان تبریک میگم

حالا نوبت عکس های زیبا هست=

من هر روز براتون ۱۰ تا عکس میذارم البته عکس دختر=



خدانگهدار تا اپ بعدی![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:29 توسط ایدا
راستش ببخشید که اشتباه بهتون تاریخ دادم که در وبلاگم بیاین اما...............![]()
من در روز پنجشنبه بهتون گفتم فردا شنبه بیاین وبلاگم ولی اشتباه گفتم پس حالا میام تاریخ جشن
دقیق رو بهتون میدم تا جشن و پست بعدی خداحافظ![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:58 توسط ایدا








حالا نوبت.........![]()
فهمیدم میخوام در رابطه با کودکان ۹ ساله و ۸ ساله حرف بزنم خوب چی بگم؟![]()
فکر کنم که بچه ها در این سن بازی کردن را بیشتر دوست دارند مگه نههههههههههههه ![]()
اگه گفید این بخش مخصوص چه کسانی؟ کودکان ۸ ساله و ۹ ساله![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حاضرید اسامی کودکانی که امروز تولدشونه رو بخونیم ؟ بلهههههههههههههه
![]()
مهسا جون
مریم جون
ازیتا خانم
پارمیدا جون
پانته ا جون
فاطمه خانم
اقا سیاوش
مهناز خانم
سارا وسعیده جون
اقا ایلیا
و...........![]()
تولدشون مبارک
راستی شما چند تا دوست خوب داری؟ برنهایتتتتتتتتتتتتت
میدونید اونا چه روزی تولدشونه؟ بلهههههههههههههههههههههه
براشون هدیه می خرید؟ بلهههههههههههههههههههههههههه
بچه ها مهم نیست که هدیه شما چقدر ارزش دار باشه حتی یه چیز کوچولو هم دوست شما رو
خوشحال می کنه
مهم دوستی ومحبت شماست اصلا صبر کنید من در مورد این موضوع یه قصه بگم
حاضرید؟بلهههههههههههههههه
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون
هیچ کس نبود
یه دختره بود اسمش پارمیدا بود
اون خیلی مغرور بود
یه دوست داشت اسمش
منیژه بود
منیژه خیلی دختر مهربونی بود
پارمیدا و منیژه از بچگی با هم بودن
مثل دو تا خواهر
اخه اونا یک زمان در یک بیمارستان
به دنیا امدند
با لاخره تولدشون رسید
پارمیدا برای منیژه یک دستبند طلا خرید
اما
منیژه برای پارمیدا یک شاخه گل خرید
پارمیدا انقدر ناراحت شد که
وسط تولد سر منیژه داد زد
منیژه گریه کنان از خونه پارمیدا بیرون اومد
رفت و رفت
تا این که خیلی خسته شد
گوشه ی خیابانی
دراز کشید وشروع به گریه کردن کرد
بعد ازین که مهمون های تولد رفتن
مادر پارمیدا به پارمیدا گفت که
مهم کادوی بزرگ نیست مهم
محبت بزرگه پارمیدا پپشیمون شد
وبه مبایل منیژه زنگ زد وگفت
من اشتباه کردم مهم محبته نه کادو
منیژه گفت باشه من تو رو خیلی وقته بخشیدم
پارمیدا گفت بیا خونمون منیژه گفت باشه
بعد تا ابد دوستان خوبی برای هم
بودند.
قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش
نرسید.
قصه رو شنیدید تازه اینجا منیژه خیلی صبور بود وگرنه اگه هر کس دیگه بود با پارمیدا قهر می کرد به
خاطر همینه که ادم های مغرور هیچ دوستی ندارند بچه سعی کنید که دل دوستانتون رو نشکنید و مغرور
نباشید. حالا بگذریم بریم سراغ ..................خداحافظی![]()
خداحافظ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بای بای
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بای بای
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:57 توسط ایدا
به نام خالق هستی
سلام خوبید خوشید سلامت



اول از همه تولد همه ی بچه های دنیا که تولدشون امروزه رو تبریک میگم

تولدشون مبارک
خوب اول دوست دارید چی کار کنم 
یعنی اول شعر بخونم یا بازی کنم یا حرف بزنم یا عکس بذارم ؟ به نظر من اول ازتون سئوال کنم = حالا

میخوام در رابطه با عکس بالا ازتون سئوال کنم=
۱- به نظر شما چرا پو و دوستش خوابیدند؟ چون زیاد خوردند ![]()
![]()
۲- اگه گفتید چی خوردند ؟ عسلللللللللللللللل ![]()
به به خوش به حالشون
حالا حاضرید اسم دوستانی که امروز تولدشونه رو بخونم ؟ بلهههههههههههههههههه
مرجان جون
لیلا جون
پریا خانم
دریا جون
افرین خانم
زیبا جون
مریم جون
و...........................![]()
تولدشون مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
حالا نوبت شعره=(خرگوش من چه نازه)
خرگوش من چه نازه گوشاش چقدر درازه
موهاش سفید و نرمه مثل بخاری نرمه
دستاشو پیش میاره رو هم دیگه میذاره
چون ناخوناش درازه به چنگولاش می نازه
می خوره برگ اهو میدوه مثل اهو
اصلا صدا نداره به هیشکی کار نداره
حالا بازی=
کلاغی داره میره لب باغ ایا میدونید چی کار میخواد بکنه؟
اب بخوره یا غذا پیدا کند
درسته غذا پیدا کنه
کلاغ چه صدایی داره ؟ درسته قار قار
فقط بگم که این بازی مخصوص کودکان ۳ ساله ههههههههههههههههههههههه
خداحافظ
یادتون نره شنبه از ساعت ۲ الی ۳ در وبلاگ کودکان زیبا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:59 توسط ایدا




